شهاب الدين احمد سمعانى

مقدمهء مصحح 85

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

استفاده شده ، به‌طورى كه « نه » در بيشترينهء موارد با جزء صرفى « ب » آمده است . مانند : بنه‌نشسته 9 ، بنه‌نشيند 8 ، بنگرفتى 44 ، بنه‌توانم كشيد 131 ، بنه‌بست 5 ، فروبمه‌ايستيد 87 ، بمگير 166 . همچنان‌كه گفته شد ، يكى از نشانه‌هاى فعلهاى نهى در اين كتاب « نا » است . كثرت استعمال اين‌گونه فعل منفى در روح الارواح سزاوار تأمل بيشترى است . به پاره‌اى از اين دسته افعال منفى توجه كنيد : ناآراميدن ، نانگرستن ، ناجستن ، ناكردن 93 ، ناآمده ، نازده 95 ، ناپذيرفته 11 ، نارسيده 9 ، ناآورده 7 ، ناداشته 6 ، نابرماسيده 207 ، نابسوده 207 ، ناآلوده 207 . 3 . كاربرد « همى » و « مى » با افعال / گاه « همى » بر سر عبارت آمده و با كلمهء بعدى معنى « ناگهان » و « ناگاه » را مؤكّد مىكند : همى ناگاه از خاك اعجوبه‌اى پديد آوردند كه به يك قدم بر هفتصد هزارساله روش ايشان تقديم كرد 169 . مى + فعل / در حال و سوزن به دهان گرفته و پيش وى بنهاد 109 ، يا آدم از ما مىبگريزى ؟ 11 . مى + پيشوند + فعل / و چون محرم نمىبيند سر مىدركشد 99 ، آن‌چنان خالى را چنان جمالى مىدربايست 97 . مى + كلمه + فعل / شما را روى بيرون آمدن نيست ، مى تن در بايد داد 16 ، اين دوزخ از خشمى كه بر اعداى ما دارد گويى از خشم مى از هم جدا شود 160 ، آن روز كه اين كردى و شرم نداشتى فضيحت نكردم ، امروز كه مى شرم دارى از خواندن ، فضيحت كنم ؟ 189 . مى + چه + فعل / اى موسى مى چه گويى و او خود دان 190 ، نظاره مىكنيد و مىبينيد كه ما با اين مشتى خاك مى چه كنيم 96 . مى + پارهء عبارت + فعل / ما مى سلطانى در وجود خواهيم آورد شما كه چاكران‌ايد چه گوييد ؟ 210 ، كاه را مى آتش درزنند 101 . 4 . ماضى استمرارى / ما قادر بوديم كه آن نظرت و آن خطرت را از ساحت و سراپردهء دل و ديدهء تو برداشتيمى 138 . 5 . ماضى شرطى / اگر درددل شما نبودى ما اين اطريفل عشق كى آميختيمى 59 ، اگر شبلى را دست بودى بهشت و دوزخ را بسوزدى 154 . 6 . كاربرد « استى » / اگر سرّ او را بدين نظر استى چندين كه برآورده‌اند فروبرندى 147 ، اگر نه آنستى كه شما بتان را به خدايى گرفته‌ايد 128 ، چنانستى كه